|
تلگرام های یک الآغ نسبتاً جوان به کهکشان های دیگر...
|
"بایست دروازه های تمدن را سپوخت!!"1
درآمد:
جنبش "آب-هونگیسم"2 که گهگاه با "فرهنگیسم"3 مقایسه میشود در واقع راهبردیست برای فرافکنی های فرهنگیسم در عصر حاضر...!! این موومان که بیرون زده از دل فرهنگیسم است به چالش با تابوهای موجود در آن پرداخته و از "فشارهای4 طاقت-گریز5" آن سخن به میان میآورد...!!
زمینه های به وجود آمدن یک موومان فرسایش گریز :
در واقع الگوهای موجود برای فرار از دوگانگی های عصر ما نیازمند بازبینی ها و دگراندیشی های کارآمد در راستای پوشش ملزومات بشر قرن بیست و یک هستند که از آنها میتوان به سرباز زنی از خرافه هایی که به صداقت متن موجود نیستد و تلاش برای بازگشت به جنگلهایی بدون "عصا به دستان" و "معجزه گران" و "ماه و دریا و رودخانه ی نصف شده" و "زمینی که تخت شده" و "هر چهارپای گوش درازی که علم شده یا آیکون شده" و "هر انسان چهارپایی که خریت باور حماقت های موجودات پیشین را حتی در پوشش تحتانی خود نیز یدک میکشد" اشاره داشت...!!
به زعم نگارنده عموم جنبش های موجود در طول تاریخ کریه بشری از سقراط تا اگزیستانسیالیسم، از افلاطونیسم تا ماتریالسم، از مذهب تا اسپریچوالیسم و حتی در راستای هنری از کلاسیسم تا امپرسیونیسم، از رومانتیسیسم تا سوررئالیسم و پاپ آرت همگی متفقن به درون گریزی از آنچه جملگی در آن غوطه ور بوده و جزئی از آن محسوب میشدند پرداخته و بدون هیچ جهشی تنها موفق شدند قدمی به بیرون گذارند...!!
این همان برون افتادگی از وجود کنونی و سرگردانی برای رسیدن به موجودیت نوینیست که هیچ یک از عهده آن برنیامده و "فضایی به مراتب بی بته تر" از دیروز را تجربه نمودند...!!
هر چند تلاش بخشی از متفکرین عصر به ثمر بیشتر نزدیک بود تا جایی که دادائیسم و هیپیسم توانستند "عصیانی باشد علیه تمدن کرمخورده" و راهکاری برای آنانکه به مدد "دیده ای فرا درونی"6 به درک مدفوع موجود در جامعه ی فرسوده بشری نائل آمده بودند...!!

آب-هونگیسم:
در تلاش برای "فروشستن" درونی مسموم و سرخورده از ارزشهای ضد انسانی جامعه ی بیش از پیش درگیر بشری با به کارگیری آبهایی گذران از دروازه های تمدن و ویرانگر7...!!
شکاف میان آب-هونگیست ها و هونگیست ها:
آب-هونگیست ها همان نظریه پردازان و فعالان آب-هونگیسم میباشند که به پژوهش و ارتقای آن در زمینه های و فضاهای ترک خورده بشری میپردازند. حال آنکه هونگیست ها صرفن در فیلد هونگیدن8 فعالیت داشته و هیچ دخلی در آب-هونگیدن ندارند...!!
در پایان اشاره ای دارم به یکی از سروده های اشمیتزالله آب هونگی (از پیشگامان جنبشی که اکنون بر سر قلم رفت)9...:
"من خر آن دمم که ساقی گوید
دیگه عرق نداریم و
من از تو خشتکم بطر درآرم...!!"
-----------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1 جمله ی معروف آب-هونگیست ها...: "!!...Fuck The Gates Of Civilization"
2 Ab-Havangism
3 Farhangism یا Culturalism
4 در اینجا منظور از فشار دقیقن همان "فشار" بوده و هیچ فشار دیگه ای نبوده...!!
5 موضوع یا شخصی که طاقت آدمی را به گریز وا میدارد...!!
6 دیده فرا درونی یا دید از زاویه ای بیرونی همان نگاه از بیرون به کلیت یک اتفاق یا قضیه است که میتواند از بالا یا بقل یا زیر باشد، اما به هیچ وجه نمیتواند از وسط یا درون باشد...!!
7 اشاره به جمله ای که نخست آمد...!!
8 هونگیدن : هونگ کردن : در هونگ کوفتن
9 "بر سر قلم رفت" موضوعیست که باید به تفصیل مورد گفتمان قرار گرفته و از گنجایش مبحث کنونی خارج است، حتی در قالب پی نوشت موجود...!!
* نقاشی و عکس بالا نشان هایی از ظهور آب-هونگیسم در اعصار مختلف میباشند...!! (از 3000 سال قبل از میلاد مسیح -نقاشی- تا اواخر قرن بیستم -عکس-...!!)
** این متن در حالی نگاشته و منتشر شد که من داشتم David Guetta و Paolo Nutini و Tiesto و Green Day و آلبوم جدید Madonna رو گوش میدادم... اون David Guetta خیلی اختصاصن امروز چسبید بهم...!!
5 اکتبر 2009
وقتی که خوابه
با چشمانی که از پشت نقاب پلک هم میخنده
کاستی یک حجم متحرک رو حس میکنم
که حضور مجموعه ی باقی احجام رو
زیر کوهی از سوالات منتهی به هیچ دفن میکنه...
3 اکتبر 2009 - بنگلور
---------------------------------------------------------
بی تای من خوابه...
و من پیک در دست،
حسودی میکنم به رویاهایی که اکنون با او همخوابند...!!


روتو بکن اونور...
وقتی میخندی...!!
اون دندونا خیلی وقته فرچه ندیده...!!
می 2009 - بنگلور
-------------------------------------------------------
بازم این فیلمه رو ندیدم...
نمیدونم چه گهیه...!!




بیا قبل از هر چیزی خیلی واقعی با هم صحبت کنیم...
فوریه 2007 - تهران
چارلز بوکفسکی 1920 -1994


سگها رو دوس دارم...
ولی رو رشته های عصبیم ترامپولین میزنن...!!
برای همینه که ترجیحا همیشه پشت شیشه قشنگن...!!
درست مث جنس ماده...!!
سپتامبر 2008 - بنگلور
تموم چراغا رو خاموش کردم...
درو قفل کردم و...
کلید رو گذاشتم تو جیبم...
مث همیشه...!!
شاید هیچوخت هیچ کدوم این کارا رو نمیکردم...
شاید هیچوخت نمی خواستم کلید رو بذارم توی جیبم...
اگه میدونستم دیگه قرار نیس برگردم...!!
سپتامبر 2008 - بنگلور